|
توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني تولید ملی - افتخار ایرانی - افزایش اشتغال - تقویت نیروی کار
| ||
|
|
سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی تولید ایرانی بسترساز تمدن مهدوی نویسنده : محمد ابراهیم سینایی در سنجش قدرت ملی کشورها پارامترهای گوناگونی دخیل است. قدرت اقتصادی، قدرت فرهنگی، قدرت نظامی، قدرت سیاسی، قدرت فن آوری و قدرت ارتباطات اصلی ترین پارامترهایی هستند که توسط آنها میزان قدرت ملی کشورهای مختلف سنجیده می شود. هر کشوری که بخواهد به عنوان کشوری قدرتمند در عرصه بین الملل جایگاه خود را تثبیت نماید به ناچار باید لااقل در چند بعد از ابعاد نام برده شده قابلیت تاثیرگذاری در عرصه بین الملل را داشته باشد. با این حال دو مؤلفه نظامی و اقتصادی از اهمیت والاتری در قیاس با دیگر ابعاد قدرت برخوردار هستند به گونه ای که کشوری چون پاکستان تنها به خاطر داشتن چند کلاهک هسته ای به عنوان یکی از بیست کشور قدرتمند دنیا شناخته می شود و ژاپن نیز که از لحاظ امنیتی و نظامی کاملاً وابسته به ایالات متحده است تنها به دلیل داشتن اقتصادی شکوفا به عنوان یکی از برترین قدرتهای جهان شناخته شده است. نکته ای که به ویژه در دوران پساجنگ سرد ذهن بسیاری از متخصصین حوزه روابط بین الملل را به خود مشغول داشته است اهمیت رو به رشد عامل اقتصاد در قیاس با دیگر عوامل بوده است. در سنجش قدرت اقتصادی دولت ها نیز چیزی که بیش از هر نکته دیگر توانمندی یا ناتوانی قدرت اقتصادی دولت ها را معین می سازد حجم و کیفیت تولید و توان رقابت کالا یا خدمات تولید شده در بازار جهانی می باشد. [ شنبه 5 فروردین 1391 ] [ 3:46 PM ] [ اسماعیل جوادی ]
سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی الزامات سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی منبع : تابناک سال جدید به تدبیر مقام معظم رهبری بنام سال تولید ملی؛حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامگذاری گردید. [ شنبه 5 فروردین 1391 ] [ 3:45 PM ] [ اسماعیل جوادی ]
سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی رشد اقتصادی در پرتو قدرت تولید نویسنده : سیدعبدالرسول علم الهدی سال 90 با فراز و فرود های شدید اقتصادی در اجرای طرح هدفمندی یارانه ها، رشد و شکوفایی بورس کشور، تحریم های سخت اقتصادی، تورم های ماهیانه، نبود ثبات در قیمت ارز و سکه و... گذشت و مردم با اخبار اقتصادی فراوانی در این سال روبرو شدند. اما سوال از موفقیت بر انجام دستور آقا یعنی «جهاد اقتصادی» باقی است. [ شنبه 5 فروردین 1391 ] [ 3:45 PM ] [ اسماعیل جوادی ]
سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی بایسته های سیستمی حمایت از تولید داخلی در نگاه رهبر انقلاب نویسنده : امین عسگری نوروز امسال نیز همچون سالهای گذشته با پیام رهبر فرزانه انقلاب آغاز گشت و ایشان نیز به مانند سنوات قبل، برای سال جدید شعاری معین نمودند. اما در این میان و به رغم هیاهوی رسانه ای که در رابطه با نام خاص سال در ابتدای هر سال صورت میگیرد این نگرانی وجود دارد که فلسفه و مضمون و مغز شعارهای تعیین شده مورد غفلت قرار بگیرد و با آن برخوردی تشریفاتی گردد و در نهایت این اقدام، یک سنت و رسم حسنه برای تبرک و تیمن شروع سال جدید تلقی گردد. [ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 2:46 PM ] [ اسماعیل جوادی ]
سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی مصرف کالای ایرانی پاسخی به تحریم های خارجی نویسنده : فاطمه اسماعیلی مصرف کالاهای خارجی و توجه نکردن به تولیدات داخلی همچون ویروسی در کشور در حال گسترش است و عوارض سوءِ آن در تمامی جنبههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور قابل مشاهده است. اگر به گوشه گوشهی منزلمان نگاه کنیم متوجه انواع کالاهای لوکس و ضروری میشویم که در خانههایمان جا خوش کردهاند در حالی که کالاهای داخلی در انبار کارخانهها خاک میخورند و منتظر نگاه ما هستند تا شاید آنها نیز در گوشهای از خانهی ما جای خود را پیدا کنند. بسیاری از کارشناسان اقتصادی کشور، علت توجه نکردن مصرف کنندگان به خریداری کالاهای ایرانی را هجوم گستردهی انواع کالاهای مصرفی بادوام و بیدوام خارجی که به صورت قانونی و غیرقانونی وارد مرزهای کشور میشوند، دانستهاند. اما آیا این تنها دلیل خریداری نشدن کالاهای داخلی توسط مصرف کنندهی ایرانی است؟ [ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 2:45 PM ] [ اسماعیل جوادی ]
سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی چرا باید کالای ایرانی مصرف کنیم؟ نویسنده : دکتر عبدالمجید شیخی مقام معظم رهبری(حفظهاللهتعالی) در دیدار کارگران عزیز و زحمتکش کشور، مصرف کالاهای ساخت داخل را یکی از مجاهدتهای ضروری در سال جهاد اقتصادی دانستند و افزودند: «به موازات استقبال مردم از تولیدات داخلی، لازم است کیفیت و مرغوبیت این کالاها، به حد قانع کنندهای برسد.» معظم له با نام گذاری امسال به عنوان سال «جهاد اقتصادی» حرکت با برکتی را در جهت فرهنگ سازی یک حقیقت و مفهوم متعالی دیگر همچون اصلاح الگوی مصرف، همت و تلاش مضاعف و بسیج آحاد مردم عزتمند کشور اسلامی ایران آغاز نمودند. [ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 2:45 PM ] [ اسماعیل جوادی ]
سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی اهمیت استراتژیک استقلال اقتصادی نویسنده : دکتر مهدی حنطه مقام معظم رهبری در آستانهی جشن سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، در راستای تبیین خطوط اساسی و دست آوردهای انقلاب اسلامی، مؤلفههایی همچون از بین رفتن وابستگی و جایگزینی استقلال همه جانبه، حاکم شدن روحیهی اعتماد به نفس ملی و رهایی از تحقیرشدگی تاریخی و دستیابی به عزت ملی را مورد توجه قرار دادند. در این میان اما، دستیابی به استقلال همه جانبه در مواجهه با پدیدهی وابستگی است که زمینهساز سایر دست آوردهای دیگر شده است. بررسی، تبیین، تحلیل و بازشناسی استقلال، این شعار محوری انقلاب، از چند محور شایسته توجه میباشد: 1. در عالیترین سند و میثاق ملی جامعهی ایران، یعنی قانون اساسی، دستیابی به استقلال همه جانبه و به ویژه تحقق استقلال اقتصادی مورد توجه جدی قرار گرفته است به نحوی که مفهوم استقلال فرا زمانی بوده و در قالب یک دورهی خاص قرار نگرفته است. در این میان اصل 43 قانون اساسی تحقق استقلال اقتصادی، رفع فقر و برآوردن نیازهای در حال رشد انسانها را مورد توجه قرار داده است. در بند هشتم اصل یاد شده، در راستای عملیاتی نمودن قاعدهی نفیسبیل با تأکید بر وجهی اقتصادی آن، جلوگیری از سلطهی اقتصادی بیگانگان بر اقتصاد کشور، مورد توجه طراحان قانون اساسی بوده است. بازشناسی مفهوم سلطهی اقتصادی اجانب نشان میدهد که این پدیده در تمامی دورهها در مکتب اقتصادی اسلام از صدر اسلام تا کنون مورد توجه بوده و تضمین کنندهی عزت و کرامت انسانی و زمینهساز رشد و پیشرفت جامعه بوده است. بند نهم از اصل 43 قانون اساسی، رسیدن به خودکفایی و رهایی از وابستگی اقتصادی را مورد توجه و تأکید قرار داده است. از این منظر رابطهی خودکفایی و وابستگی، رابطهای دو جانبه بوده به نحوی که با افزایش ضریب نفوذ خودکفایی، درجهی وابستگی اقتصادی کاهش یافته و از سوی دیگر، با افزایش درجهی وابستگی، ضریب اتکا به توانمندیها و ظرفیتهای داخلی کاهش خواهد یافت. گرچه مفهوم خودکفایی، مفهومی است که عمدتاً در ادبیات و آموزههای مکاتب مارکسیستی اقتصادی مورد توجه جدی بوده، ولی در مکتب اقتصادی اسلام از منظر پیشرفت و عزت یک جامعه در کنار استفادهی مطلوب و مؤثر از منابع جامعهی مورد نظر قرار گرفته است. بازشناسی تاریخی توجه به مفهوم خودکفایی در ایران بیانگر آن است که در ابتدای انقلاب و به ویژه دههی اول، این مفهوم وزن غالبی را در سیاستگذاریها و اداره کرد جامعه داشت؛ اما در دههی دوم با غالب شدن رویکردهای نئولیبرالیستی و نئوکلاسیکی به اقتصاد، آرمان خودکفایی از درجهی مسلط خود نزول کرد و در دورههای بعدی، مفهوم هضم شدن در اقتصاد جهانی و کم توجهی به ظرفیتهای بومی جایگزین آن شد.
2. اگرچه استقلال به مفهوم عام و استقلال اقتصادی به مفهوم خاص، مطالبهی مردم ایران در انقلاب بوده ولی شیوههای عملیاتی نمودن آن و کالبد شکافی مفهوم استقلال، به طور جدی در ادبیات برنامهریزی توسعه مورد توجه قرار نگرفت. به عبارت بهتر، مفهوم آرمانی استقلال، در سطح عملیاتی و اجرایی در مواجهه با سطح آرمانی از یک رابطهی مستقیم پیروی جدی نکردند. به نظر میرسد که رسیدن به استقلال اقتصادی در سطح برنامههای توسعه، کمتر مورد دغدغهی اصلی طراحان برنامهها بوده است. این مسأله وجود تسلط اندیشههای تضعیف کنندهی استقلال اقتصادی و به نحوی هضم شدن در اندیشههای وارداتی اقتصادی را آشکار میسازد. غلبه و سلطهی اندیشههای اقتصادی وارداتی و ترجمهای بر کانون اصلی برنامهریزی کشور، نمونهای از وابستگی فکری و ترجمهای را نشان میدهد به نحوی که ابعاد آن بسیار خطرناکتر از سایر وابستگیها میباشد. بازشناسی تاریخی آسیبپذیری مفهوم استقلال نشان میدهد که تئوریزه شدن مبانی استقلال مورد توجه جدی قرار نگرفته و این مفهوم آرمانی در مقاطعی از دوران پس از انقلاب در حاشیه رفته و به سطح تکنیکی تنزل یافته است.
اگرچه استقلال از منظر ریشهای، به معنای کم کردن و به حداقل رساندن است اما از منظر عملیاتی و مفهومی، ملت استقلال طلب در پی آن است که وابستگی را تحلیل دهد و اتکا به دیگران را به حداقل برساند. از این منظر مفهوم شناسی استقلال از یکسو و مطالبهی آن به عنوان یک دغدغهی ملی، تاریخی و همیشگی باید در تمامی سطوح تصمیمسازی، تصمیمگیری و اجرایی جامعه تا جزییترین لایههای آن نهادینه شده و مطالبهی عملی آن تا رسیدن به غایت نهایی استقلال، دغدغهی تمامی لایههای جامعه شود. در این راستا مؤلفههای داخلی و خارجی تهدید کنندهی استقلال ملی، باید مورد شناخت دقیق و سیستمی قرار گرفته و راهکارهای عملیاتی مواجهه با آن طراحی شود. 3. از منظر تاریخی، بعد از جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورهای مستعمره از قید استعمار سرزمینی رهایی یافته و به استقلال جغرافیایی رسیدند ولی از سوی دیگر در دایرهی شوم استعمار غیرمستقیم با انواع مختلفی از وابستگیها روبهرو شدند. کشورهای مستقل جغرافیایی زیادی که از منظر اقتصادی، فرهنگی، سیاسی مستعمرهی کشورهای پیشرفتهی امروزی هستند. نسبت شناسی ابعاد مختلف استقلال ملی از یکسو و تنظیم رابطهی سیستمی و اولویتبندی آنها در بستر زمان از سوی دیگر بایستی در تمامی ارکان کلان تصمیمگیری و تصمیمسازی جامعه لحاظ شده و از سوی دیگر این آرمان استراتژیک در سطوح اجرایی نیز به مطالبه و باور عمومی اثرگذار تبدیل شود. وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی، استقلال سیاسی را در کشور نهادینه کرد و به دنبال آن به دنبال اعمال تحریمها، وقوع جنگ و ... استقلال اقتصادی مورد توجه قرار گرفت تا کشور در دورهی جنگ درجهی وابستگی به نظام سلطه را کاهش دهد. در دورههای بعدی انقلاب، استقلال اقتصادی از منظری دیگر از سوی دولتمردان ارایه شد که با فراز و فرودهایی همراه بود. استقلال فرهنگی نیز بعد از انقلاب مورد توجه مسؤولین فرهنگی قرار گرفت. ایجاد شورای عالی انقلاب فرهنگی که سیاستگذار کلان فرهنگی جامعه میباشد، تلاشی بود در راستای نهادینهسازی استقلال فرهنگی که البته در حوزههای اجرایی با فراز و فرودهایی مواجه گردید.
4. کالبد شکافی ساخت هرم جامعه، بیانگر ارتباط دو سویهی سه مؤلفهی دولتسازی، سیستمسازی و ملتسازی میباشد. در دوران پس از انقلاب اسلامی، پروژهی ملتسازی و دولتسازی شکل گرفت و نهادینه شد. اما در این میان پروژهی سیستمسازی یا نظام سازی در ابتدای راه خود قرار دارد. رابطهی سیستمهای اداره کرد جامعه با مؤلفهی استقلال رابطهی یکسویه و هم جهت میباشد. به عبارت دیگر طراحی و اجرای انواع سیستمها و نظامهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است که در عالیترین شکل خود با لحاظ مؤلفههای ایرانی و اسلامی میتواند استقلال ملی را ارایه دهد. سیستمهای موجود اداره کرد جامعه، باز ماندهی همان نظامهای قبل از انقلاب هستند که از لحاظ شکلی تغییر یافته ولی از لحاظ محتوایی، با همان اندیشههای وارداتی و ترجمهای اداره میشوند. 5. بازشناسی نظام سلطه و شناخت اعمال انواع سیاستهای امپریالیستی، ضرورتی است که باید مورد توجه جدی افکار عمومی جامعه و به ویژه خواص و نخبگان قرار گیرد. رابطهی نظام سلطه و استقلال ملی به گونهای است که از رویکردهای سخت افزارانه به رویکردهای نرمافزارانه و نیمه سخت تغییر جهت داده و در دورههای مختلف انقلاب همواره تهدیدهای خود را بر جامعه و نظام ارایه کرده است. از این منظر، سلطهشناسی جدید به ویژه از نوع اقتصادی، لزوم اقدامهای آینده پژوهی در ساخت قدرت نظامهای سلطه، در جهت مواجههی هوشمندانه و خنثی نمودن اقدامهای نیمه سخت اقتصادی در راستای رسیدن به استقلال اقتصادی پیش از گذشته ضروری به نظر میرسد. تبیین و طراحی دکترین استقلال ملی در سایهی دکترین کلان انقلاب میتواند ضریب نفوذ آسیبپذیری استراتژیهای نظام سلطه را در تهدید استقلال ملی، در ابعاد مختلف آن به حداقل برساند.
[ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 2:44 PM ] [ اسماعیل جوادی ]
سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی مهمترین مشکلات کارآفرینان ایرانی نویسنده : سعید غلامی باغی ایجاد فرصت های شغلی جدید و افزایش مستمر سطح اشتغال در گرو کارایی تمامی زنجیره های اقتصاد کشور و توجه به مقوله ی کارآفرینی در کشور است. [ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 2:43 PM ] [ اسماعیل جوادی ]
سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی کاهش وابستگی به نفت با حمایت از برند و تولید ملی نویسنده : مهرداد بذرپاش در شرایطی که تراز بازرگانی خارجی بدون احتساب نفت منفی است، مثبت بودن تراز حساب جاری، موجب نرسیدن صدای خرد شدن استخوانهای تولید ملی به گوش اقتصاد کشور شده است؛ یعنی در حالی که همواره از توان تولید ملی کاسته میشود، ارزش واقعی پول ملی بیتوجه به آن همیشه تقویت شده است. تراز بازرگانی خارجی کشور ما بدون احتساب نفت در سالهای گذشته همواره منفی، اما تراز بازرگانی خارجی با احتساب نفت، همواره مثبت بوده است و به دلیل قیمتهای بالای نفت در پنج سال گذشته، تراز حساب جاری کشور نیز همواره مثبت بوده است؛ بنابراین، هرچند مثبت بودن تراز حساب جاری به خودی خود، نقطه قوت یک اقتصاد تلقی میشود، اما در شرایطی که تراز بازرگانی خارجی بدون احتساب نفت منفی است، مثبت بودن تراز حساب جاری موجب نرسیدن صدای خرد شدن استخوانهای تولید ملی به گوش اقتصاد کشور شده است؛ یعنی در حالی که از توان تولید ملی همواره کاسته میشود، اما ارزش واقعی پول ملی بیتوجه به آن همیشه تقویت شده است.
هر چقدر توان کشور در تولید و فروش کالا و خدمات بالاتر از تقاضای کشور برای کالا و خدمات وارداتی باشد، پول ملی تقویت میشود و نرخ ارز کاهش مییابد و در صورتی که کشور وضعیت خوبی در تولید و صادرات نداشته باشد، پول ملی تضعیف و نرخ ارز افزایش مییابد و این افزایش موجب گرانتر شدن واردات و به صرفه شدن تولید داخل میشود و در نتیجه به رقابتپذیری تولید ملی کمک مینماید و منجر به بازتوانی تولید تضعیف شده میشود. در کشورهایی که دولتهای متکی به ثروت ملی بر سر کارند، ورود ارز حاصل از فروش ثروت ملی به چرخه ارزی کشور، موجب مخدوش شدن ارتباط ارزش پول ملی با نسبت درآمدهای ارزی به دست آمده از تولید ملی به مخارج ارزی ناشی از مصرف ملی میشود؛ بنابراین، ضعف و قوت تولید ملی اثر واقعی خود را بر ارزش پول ملی از دست میدهد. به عبارت دیگر، هر چقدر درآمدهای ناشی از فروش نفت و گازبالاتر باشد، اثر بیشتری بر تقویت پول ملی میگذارد و این اثر مستقل از اثر درآمدهای ناشی از کار ملی است؛ بنابراین در شرایطی مانند امروز در کشور ما که تولید در مقابل واردات به شدت ناتوان و آسیبپذیر شده است، میبینیم که ارزش واقعی ریال با تکیه به دلارهای نفتی کماکان در حال تقویت است. اگر درآمدهای نفتی وارد بودجه دولت نشود و از آنجا به بازار ارز کشور سر ریز نشود، تنظیم نرخ ارز در بازار، وابسته به تولید ملی میشود که نتیجه این وضعیت، آن خواهد شد که اگر تولید از واردات ضعیفتر باشد نرخ ارز افزایش و اگر تولید توانمندتر از واردات گردد نرخ ارز کاهش مییابد و این مهم در صورتی حاصل میشود که اولا دولت مقید به انضباط مالی و بودجهای بیشتری گردد و ثانیا اندازه دولت کاهش جدی پیدا کند؛ یعنی به اندازهای کوچک شود که توان اداره کشور را با درآمدهای ناشی از کار ملی (مالیات و عوارض ماخوذه از شهروندان و فعالیتهای اقتصادی کشور) بیابد. مسئولان باید بپذیرند که هیچ راه دومی برای نجات اقتصاد کشور وجود ندارد؛ بنابراین بجد در پی تحقق دولت کوچک و متکی به کار ملی باشند. فعالین اقتصادی هم با درک اهمیت این موضوع باید به جای اینکه تنها خواستار افزایش دستوری نرخ ارز باشند تمام هم و غم خود را به اصلاح ریشههای این معضل بدهند، زیرا قطعا دولت بزرگ و پرخرج محتاج فروش دلارهای نفتی در بازار ارز خواهد بود. صنعت لوازم خانگی ایران امکانات بالقوه ای برای تولید و ارتقای کیفیت علاوه بر استانداردسازی در همه زمینهها را دارد. سرمایه گذاریهای خوبی در این باره صورت گرفته و واحدهای بزرگ تولیدی مشغول به کار شدهاند، به گونهای که واحدهای کوچک تولیدی دیگر نمیتوانند در این صنعت دوام بیاورند، اما با وجود همه این پتانسیلها، این صنعت از سوی دولت و در رأس آن وزرات صنعت، معدن و تجارت حمایت نمیشود. دولت باید اعتبارات دریافتی از محل اجرای قانون هدفمندکردن یارانهها را به این صنعت و تولید اختصاص دهد و بانکها نیز وامهای مورد نیاز تولیدکنندگان را با بهره کمتری در اختیار آنان قرار دهند. در این میان، بومیسازی تولیدات لوازم خانگی باید دربرگیرنده دو اولویت، یکی همراهی با تکنولوژی روز جهان و دیگری هماهنگی مصنوعات با اقلیم منطقه باشد که در این باره تولیدکنندگان داخلی توانستهاند در تولید آبگرمکن گازی دیواری، بخاری گازی، اجاق گاز و چرخ خیاطی علاوه بر پاسخگویی به نیاز داخل، بهترین بازارهای صادراتی دنیا را نیز تصاحب کنند. لوازم خانگی از رشتههای شتابدهنده توسعه صنعتی هر کشور از جمله ایران است؛ گردش مالی سالانه این صنعت در ایران به طور میانگین شش میلیارد دلار برآورد میشود که چهار میلیارد دلار آن مربوط به لوازم خانگی انرژیبر و بقیه به ظروف، سرویس غذاخوری و لوازم ریز آشپزخانه برمیگردد. با وجود این، در ایران یک نظام استاندارد کارآمد وجود ندارد و هر آنچه به نام استانداردهای مدون ملی وجود دارد، بسیار محدود هستند و طیف وسیعی از کالاهای مصرفی اعم از داخلی و وارداتی را تحت پوشش قرار نمیدهند یا اینکه این استانداردها به روز نشدهاند؛ بنابراین، نبود پوشش کامل استاندارد و به روز نبودن آنها و حتی عدم انطباق استانداردهای موجود با استانداردهای جهانی یکی از مشکلات موجود در این زمینه است. برندسازی ملی میتواند زمینهساز توسعه تولید داخلی و موجب رونق صنعت ملی شود. این اقتصاد تکمحصولی، یکی از عواملی است که اقتصاد یک کشور را به سراشیبی سقوط میکشاند. اگر میخواهیم اقتصاد ما به نفت وابسته نباشد باید به صنعت برند و بازاریابی ملی بیش از پیش توجه کنیم؛ کاری که چندین سال است از آن غافل ماندهایم. [ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 2:42 PM ] [ اسماعیل جوادی ]
سال تولید ملی ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی امنیت اقتصادی ، زمینه حمایت از تولید ملی نویسنده : مهندس آرش شاهین امنیت اقتصادی از مباحث پراهمیت و حساسی است که بویژه پس از اجرای سیاست های نوین اقتصادی مورد توجه قرار گرفته و درباره آن بحث و گفتگو شده است.از دیدگاه عمومی،امنیت معمولا تنها از جنبه سیاسی مطرح است و آن، بر قراری ثباتی است که فعالیت های سالم سیاسی را امکان پذیر سازد. شبیه این وضع در اقتصاد نیز وجود دارد و آن وقتی است که سرمایه گذار عینا مشابه یک انسان، هویت یابد و همانقدر که انسان نیاز به امنیت دارد و باید حرکت هایی که در زندگی مرتکب می شود حفاظت شده باشد، سرمایه گذاری هایش هم به اقدام های حفاظت شده نیاز دارد و باید از تهاجم های گوناگون مصون باشد.از این رو، سرمایه گذار باید اطمینان حاصل کند که قوانین و قواعدی برای حراست از سرمایه های او وجود دارد و مسئولان اقتصادی کشور نیز با تمام امکانات، سعی در اجرای آنها دارند.از این دید، وجود قانون یکی از ضرورت های برقراری امنیت اقتصادی و یکی از پایه ها و ستونهای اصلی آن است، زیرا در روابط اقتصادی تا قانون مشخص و روشنی وجود نداشته باشد، امنیت اقتصادی وجود خارجی نخواهد داشت.
قانون و هویت پایدار آن : هر قانونی نمیتواند به امنیت اقتصادی تداوم بخشد و ادامه وجود آن را تضمین کند.قانون باید ویژگی هایی داشته باشد تا بتواند استمرار امنیت اقتصادی را تضمین کند. از جمله ویژگی های یاد شده، هویت پایدار قانون است.
امنیت سیاسی، لازمه امنیت اقتصادی : قانون میتواند روی امنیت اقتصادی اثر بگذارد.از سوی دیگر،امنیت اقتصادی مقولهای جدا از امنیت سیاسی نیست و بنابراین در درجه اول باید امنیت سیاسی وجود داشته باشد تا در سایه آن،امنیت اقتصادی هم بتواند بوجود آید و ادامه حیات دهد.مطالعات انجام شده نشان میدهد هر چه امنیت سیاسی در یک جامعه بیشتر باشد،امنیت اقتصادی در درجه بالاتری قرار دارد،امنیت اقتصادی به وضعی گفته میشود که در آن،واحدهای تولیدی بتوانند بدون نگرانی از خطرهای محیطی، برنامه ریزی بلند مدت کنند و از سرمایه گذاری با اهداف بلندنگر ترس و واهمهای نداشته باشند.در این صورت سرمایه گذاری میتواند قوت اقتصادی لازم را کسب کند و به نفع جامعه باشد.
ناامنی اقتصادی و کاهش قدرت خرید : نتیجه نبود امنیت اقتصادی با کیفیت مطلوب و در حد لازم و کافی، معمولا در افول شاخصهای کلان اقتصادی سرانه ثبت میشوند.
بخش دولتی و امنیت اقتصادی : هم اکنون دولت در کشور ما بزرگترین مالک و سرمایهدار ریالی و ارزی است.دولت، میلیونها هکتار زمین،باغ،ملک،مستغلات، مرتع و جنگل در تملک خود دارد و کلیه منابع زیر زمینی مانند نفت،گاز،سنگ آهن،مس و طلا متعلق به دولت است.دولت سالانه دریافت کننده درآمدهای نفتی میلیاردی است و هواپیماها،کشتیهای باری،نفتکشها، قطار و هزاران کارخانه،سازمان،بنیاد، بنگاه،شرکت و مؤسسه را در مالکیت و تصدی خود دارد.مهمتر از همه،دولت دستگاه چاپ اسکناس و یک شبکه بانکی که پس اندازهای مردم را جمعآوری میکند، در اختیار و کنترل خود قرار داده است.بههمین مناسبت،دولت در ایران تنها منبع اصلی هر گونه سرمایهگذاری است و سالانه افزون بر 70 در صد تولید ناخالص ملی را تولید میکند.از طرف دیگر،دولت در ایران بزرگترین متصدی و کار فرماست و هر ماه چندین میلیون نفر را حقوق میدهد.نان،آب، برق،مدرسه و بهداشت مردم را تأمین میکند و تقریبا فعالیتی وجود ندارد که زیر نظر و کنترل دولت نباشد.همه این خصوصیتها بر دولتی بودن شدید و گسترده اقتصاد ایران با تمامی عیوب و نقصهایی که بر مدیریت دولتی وارد است دلالت دارد.
کارگزاری به جای حفظ امنیت اقتصادی : یکی از بلایای امنیت اقتصادی،بزرگ شدن بی رویه دولت و حجم کارها و فعالیتهایش است.دولت وقتی متورم و بزرگ میشود، از جایگاه اصلیاش که حفظ امنیت اقتصادی است بیرون میرود و به یک تاجر و کارگزار اقتصادی تبدیل میشود که همه فعالیتهای اقتصادی را میخواهد خودش انجام دهد.این وضع،سبب تداخل دولت با کارگزاری اقتصادی که وظیفهاش نیست میشود.شرایط گفته شده در مواقعی که دولت زیر فشارهای اقتصادی داخلی و خارجی است و منابع آن هم محدود میشود، شدت میگیرد و به دلیل تقویت نامعقولتر بخش کارگزاری دولت،در امنیت اقتصادی اختلال بوجود میآید و این امر به تشدید رکود اقتصادی میانجامد.لازم به ذکر است که در اینجا کارگزاری دولت به معنای عامل اقتصادی بودن آن است و نه واسطه بودن دولت.کمال مطلوب آن است که دولت بر جایگاه واقعی خود بنشیند،برقراری و حفظ امنیت اقتصادی را بر عهده گیرد و کارگزاری اقتصادی را به ملت واگذار نماید.
رابطه دولت و بخش خصوصی : در کنار دولت، در ایران بخش خصوصی وجود دارد،با جمعیت رو به تزاید،سرمایه و املاک خرد،که سالانه خردتر، کوچکتر و غیر اقتصادیتر هم میشود.در نظامهای اشتراکی،نه مجریان دولتی انگیزهای برای کار و کوشش بیشتر دارند و نه مردم.کارکنان دولت تظاهر به کار میکنند ولی نهایتا چیز چندانی تولید نمیشود.دولت نیز تظاهر به پرداخت حقوق و دستمزد میکند،ولی عملا چیز قابل توجهی عاید کسی نمیشود.شاید بتوان گفت که اگر وضعیت کنونی یعنی توسعه فراگیر مالکیت و تصدی دولتی بر همین منوال پیش برود و مالکیت و ترکیب آن از شیوه خصوصی سازی به نفع مالکیت خصوصی تغییر نکند،پیامدهای نامطلوبی را دیر یا زود بر صحنه اقتصاد ملی و تولید ملی بر جای میگذارد.به جرأت میتوان گفت که کوچک کردن دولت بدون کسر ابعاد نظارتی آن،اصلیترین راه دستیابی به امنیت اقتصادی دانسته میشود.
امنیت اقتصادی و اهمیت تصمیمات دولت در سرمایه گذاری ها : سرمایه گذاری را میتوان قبول خطر در مالکیت خاصی تلقی کرد و سرمایه گذار ضمن پذیرفتن خطر در سرمایهگذاری،مایل است تا آنجا که مقدور است،ریسک را محاسبه و آنگاه مبادرت به سرمایهگذاری کند.ملاک او در محاسبه ریسک،تعدادی عوامل درونی در آن سرمایه گذاری خاص و برخی عوامل بیرونی ناشی از اقتصاد ملی و سیاست خارجی است.هرکدام از این عوامل در شکل گیری تصمیم نهائی مؤثر هستند.عوامل درونی میتواند حجم بازار،قیمت فروش،نرخ رشد بازار،سهم بازار،مخارج سرمایهگذاری،هزینههای ثابت و عملیاتی، نرخ بازده و نظایر آن باشد که در این مقاله به آنها نپرداخته و تنها به عوامل بیرونی که ناشی از تصمیمات دولت است اشاره بیشتری میشود.در اینجا به تحلیل بعضی از این عوامل در اقتصاد ایران میپردازیم:
نتیجه گیری : در غیاب امنیت و آرامش خاطر،هیچ فعالیتی به شکل دلخواه به ثمر نمینشیند و آثار و نتایج مثبت به بار نمیآورد.برقراری و حفظ امنیت اقتصادی نیز بیشک به زمینهها و ابزاری نیاز دارد که فراهم آوردن آنها جزو اولویتهای مجموعه نظام، از دولت گرفته تا قوه مقننه و قضائیه است.واقعیت آن است که بی توجهی به مسائل محوری توسعه که امنیت اقتصادی یکی از آنهاست و عبور از کنار آنها،هیچ چیز را به نفع مردم و نظام تغییر نخواهد داد. [ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 2:42 PM ] [ اسماعیل جوادی ]
|
|
| [ قالب وبلاگ : راسخون ] [ Weblog Themes By : RaSeKhOoN] | ||